ابو القاسم پاينده
75
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
از يك صد وچهارده هزار فزون مىشود كه در حج وداع شمار همرهان چنين بود واز مردم قبايل وهم از مردم مدينه بسيار كسان به سفر نيامده بودند وهم مردم مكة را كه چند هزار بودند بر اين شمار بايد افزود . اين گروهاى عظيم ، غالبا مسلمانان به فوج آمده بودند وبعضيشان فقط يك بار پيمبر را در جلسهء عام يا براه ديده بودند واز فيض تعليم وى بهرهء كافى كه در جانشان مؤثر تواند بود ، نبرده بودند . حتى بسيارى از آنها كه فيض صحبت بيشتر يافته بودند ظلمات خاطرشان به نور اسلام مقهور نشده بود . أبو هريره دوسي ومغيرة بن شعبه ثقفى وعمرو بن عاص ومعاوية پسر أبو سفيان را كه از رنج گرسنگى وبيم قصاص يا بطلب فخر ومال پيش از عمرة القضايا پس از فتح مكة به اسلام رو كرده بودند وبيشتر مسلمانان بعد از فتح از قماش ايشان بودند بعنوان نمونه ياد ميكنيم . سنّت تاريخ چنين است . خوشه چينان گرد خرمن قدرت ، حلقه ميزنند واى بسا حرمت خرمن را قربان خوشهاى ميكنند . در مدت بيست وچند سال از حوادث زلزله وش ، قدرتهاى معنوي وسياسي واقتصادى عصر در هم ريخته بود وبجاى آن قدرتى نوزاد به نام اسلام پديد آمده بود وأخلاط ناس رو سوى آن كرده بودند ودر نهاد انسان نهادهاند كه به ابراز تفاخر يا كسب اعتبار يا هر منظور ديگر حق را وارون ميكند ، آنچه را ميبايد ديده يا شنيده باشد ونبوده تا بشنود وبه بيند ، ديده وشنيده ميگيرد واين نكته در قضاياى ضميرشناسان چون أوليات أقليدس است . از اينجا به وضوح توان يافت كه در آن سالهاى پس از مرگ پيمبر ، از تصادم اغراض گونهگون وفخرفروشيها واعتبارجوئيها ودعوى صحبتها كه نو مسلمانان داشتند حديث دروغ به پيمبر بستن چه رواجى گرفته بود ، اما هنوز مهابت رسالت به دلها